اُفت و پيشرفت تحصيلي در دانش‌آموزان

همچنين زماني كه ظرفيت يادگيري دانش‌آموز هنگام تحصيل، بعد از يك دوره موفقيت تحصيلي يا پيشرفت در حد متوسط بتدريج كاهش يابد يا تكرار پايه‌اي تحصيلي داشته باشد و به طور كلي نمرات او نسبت به ماه قبل يا سال‌هاي قبل سير نزولي محسوسي از خود نشان بدهد، مي‌گوييم دانش‌آموز دچار افت تحصيلي شده است كه نشانه‌هاي آن شامل انجام ناقص تكاليف، حضور نامرتب در مدرسه، عدم رغبت تحصيلي، دست كشيدن ناگهاني دانش‌آموز از سعي و تلاش براي موفقيت تحصيلي است. اين پديده نه‌تنها آثار و پيامدهاي مالي زيادي براي خانواده، مدرسه و اجتماع در بردارد، بلكه سلامت و بهداشت رواني آنان را نيز تهديد مي‌كند. دانش‌آموزي كه دچار افت تحصيلي مي‌شود و انگيزه خود را براي فراگيري از دست مي‌دهد نسبت به استعدادها و توانايي‌هاي خود بدبين مي‌شود و اعتماد به نفس او كاهش پيدا مي‌كند. با توجه به اهميت اين مساله در اين نوشتار به برخي از مهم‌ترين عوامل تاثيرگذار بر افت تحصيلي مي‌پردازيم.

افت تحصيلي چرا؟

افت تحصيلي مانند ديگر مشكلات اساسي پديده‌اي است كه عوامل زيادي بر شكل‌گيري آن تاثير دارند كه از جمله مهم‌ترين آنها مي‌توان ويژگي‌هاي فردي دانش‌آموز، عوامل خانوادگي، مشكلات ناشي از مدرسه و عوامل اجتماعي را نام برد. در مورد ويژگي‌هاي فردي دانش‌آموز مي‌توان به عواملي چون داشتن مشكلات و بيماري‌هاي جسمي، ذهني، رواني، كمبود انگيزه براي يادگيري، هدف نداشتن، ناتوانايي‌هاي يادگيري، داشتن خودپنداره ضعيف، ناسازگاري‌هاي رفتاري، داشتن اضطراب و فشار رواني براي تحصيل اشاره كرد. درباره اهميت مسائل خانوادگي نيز مي‌توان گفت از آنجا كه والدين بيشترين تاثير را بر رشد جسمي، ذهني و رواني فرزند خود مي‌گذارند، بنابراين كمترين سهل‌انگاري، كم‌توجهي و عدم رسيدگي به نيازهاي دانش‌آموز مي‌تواند مسائل و مشكلات زيادي را براي او به وجود آورد. از جمله مهم‌ترين عوامل خانوادگي تاثيرگذار بر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموز‌ مي‌‌توان موارد زير را نام برد:

ـ‌ جدايي يا غيبت يكي از والدين

ـ‌ نبود ارتباط موثر بين والدين و فرزندان

ـ ميزان تحصيل و سواد والدين

ـ بيماري‌هاي جسمي يا رواني والدين

ـ كافي نبودن امكانات خانه

ـ مشكلات مالي و اقتصادي خانواده

ـ ‌عدم احساس مسووليت والدين

ـ مشاجرات و منازعات والدين

ـ بي‌تفاوتي و عدم علاقه والدين به تحصيل

ـ واداشتن نوجوان به تحصيل در رشته‌اي كه مورد علاقه او نيست.

مشكلات ناشي از مدرسه بخصوص مشكلات ناشي از معلم و شيوه تدريس وي مي‌تواند به‌تنهايي به اندازه مجموعه عوامل متعدد بر روند آموزش و تحصيل دانش‌آموز تاثير بگذارد. برخي ديگر از مشكلات ناشي از مدرسه كه تاثير مستقيم بر افت تحصيلي دانش‌آموز دارد شامل كيفيت فضاي آموزشي، تغييرات پي در پي محتواي كتاب‌هاي درسي، توبيخ و تنبيه‌هاي دانش‌آموز، عدم رسيدگي به علت غيبت‌هاي دانش‌آموز و... هستند.در مورد عوامل اجتماعي موثر بر افت تحصيلي دانش‌آموزان مي‌توان گفت اين عوامل كه بيشتر آنها از اختيار دانش‌آموز، خانه و مدرسه خارج هستند شامل مواردي چون كمبود امكانات تحصيلي در اجتماع، عدم انگيزه دانش‌آموزان براي پيشرفت در اجتماع، كم‌ارزش شدن مدرك تحصيلي و نداشتن امكانات رفاهي معلمان است.

خانواده عامل كليدي در افت تحصيلي دانش‌آموز

يكي از عوامل مهم در پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان، خانواده است. خانواده اولين مكاني است كه كودك در آن زندگي مي‌كند و تربيت مي‌شود. بسياري از روان‌شناسان بر اين عقيده‌اند كه شخصيت كودك در 6 سال اول زندگي شكل مي‌گيرد، بنابراين خانواده به عنوان اولين نهاد اجتماعي مي‌تواند نقش بارزي در پيشرفت تحصيلي و همين‌طور افت تحصيلي وي داشته باشد از جمله عوامل خانوادگي موثر مي‌توان شرايط عاطفي و امنيت محيط خانواده، شرايط اجتماعي و اقتصادي، تحصيلات و سطح فرهنگ خانواده، تعداد اعضا و اشتغال مادران را نام برد. اين كه والدين با دانش‌آموز و درس و تحصيل او چگونه برخورد كنند و در الگوهاي تربيتي خود براي چه نوع رفتارهايي ارزش قائل شوند يكي از اجزاي اساسي در شكل‌گيري نگرش دانش‌آموز نسبت به تحصيل است. چنانچه نگرش خانواده نسبت به مدرسه، معلمان و درس منفي باشد يا بين آنچه مي‌گويند و آنچه عمل مي‌كنند تفاوت وجود داشته باشد، طبيعي است كه به تدريج فرزند آنها نيز نگرش منفي نسبت به درس و تحصيل پيدا خواهد كرد. در موارد بسياري علت افت تحصيلي يا شكست تحصيلي به وجود اين‌گونه نگرش‌هاي منفي، تضادها، مساعد نبودن شرايط خانواده از نظر عاطفي، رواني و... برمي‌گردد.

غني كردن محيط خانواده از ديگر روش‌هايي است كه والدين مي‌توانند در پيشرفت تحصيلي فرزندان خود نقش داشته باشند. در بعضي خانواده‌ها والدين به طور ناخواسته و ناآگاهانه نه‌تنها محيط مساعدي را براي مطالعه فرزندان ايجاد نمي‌كنند، بلكه اصرار مي‌ورزند كه دانش‌آموزان در محلي آكنده از سر و صدا و محرك‌هاي مختلف و مزاحم به انجام تكاليف بپردازند. آنها تصور مي‌كنند مطالعه و انجام تكاليف نيز مانند كارهاي ديگر (مثلا كار يدي)‌ در هر شرايطي قابل انجام است. شرايط اقتصادي خانواده نيز تاثيري بسزا در پيشرفت يا افت تحصيلي دانش‌آموز دارد. هستند دانش‌آموزاني كه از نظر بهره هوشي و جسماني هيچ‌گونه ناراحتي و عقب‌ماندگي ندارند، اما بر اثر فقر خانوادگي، كمبودها و نداشتن وسايل تحصيلي نمي‌توانند به طور مرتب در مدرسه حضور يابند و درس‌هاي خود را فراگيرند در نتيجه دچار ناكامي و عقب‌ماندگي مي‌شوند. سطح تحصيلات و فرهنگ خانواده نيز مانند ساير عوامل موثر در پيشرفت تحصيلي يا افت تحصيلي دانش‌آموز تاثيرگذار است. پايين بودن سطح تحصيلات و فرهنگ خانواده در درجه اول سبب مي‌شود كه خانواده نتواند كمك‌هاي درسي لازم را به دانش‌آموز انجام دهد و در حل مشكلات درسي آنها را ياري كند. همچنين به دليل فقر فكري چنين خانواده‌هايي نمي‌توانند نگرش‌هاي لازم را به فرزندان فرد براي ادامه تحصيلات مناسب بدهند.

به نيازهاي فرزندانتان توجه كنيد

والدين با فرزنداني روبه‌رو هستند كه هر كدام از آنها علايق و خواسته‌هاي متنوعي دارند و از ويژگي‌هاي منحصر به فردي برخوردارند. تفاوت‌هاي فردي ميان آنها كاملا به چشم مي‌خورد و اين تفاوت‌ها، رفتارهاي متفاوتي را مي‌طلبد. با همه اين تفاوت‌هاي فردي بين فرزندان، پاره‌اي از نيازهاي آنها جنبه مشترك و عمومي دارد. مثلا همه آنها داراي نيازهاي فيزيولوژيك هستند. همه آنها به آب، غذا و هوا نيازمندند و بدون تغذيه مناسب و موثر قادر نخواهند بودند وظايف محوله زندگي خود را به نحو احسن انجام دهند. به عنوان نمونه دانش‌آموزي كه گرسنه است و از سوءتغذيه رنج مي‌برد قادر نخواهد بود بدرستي مطالعه كند و بر مباحث درسي تمركز داشته باشد. دومين نيازي كه همه دانش‌آموزان را تحت تاثير قرار مي‌دهد نياز به امنيت و احساس آسايش خاطر است كه نيازي فوق‌العاده مهم و اساسي است. اگر دانش‌آموز در خانه‌اي به سر ببرد كه هر لحظه در آن نزاع و كشمكش، آرامش او و افراد خانواده را بر هم زند و رابطه عاطفي سردي بين افراد خانواده حكمفرما باشد، آيا به نظر شما ديگر ميل و رغبتي براي رشد و شكوفايي و تحصيل و تعليم بر جاي خواهد ماند؟ همه ما خوب مي‌دانيم كه كودكان و نوجوانان تا چه اندازه عاطفي و احساساتي هستند. تا چه حد نسبت به محيط پيرامون خود بويژه خانواده حساسيت به خرج مي‌دهند و چقدر محيط مي‌تواند در رشد و ساخت شخصيت آنان نقش اساسي داشته باشد. سومين نيازي كه كودكان و نوجوانان سخت در پي ارضاي آن هستند، نياز به عشق و دوست داشتن است. آنان ميل دارند ديگران آنها را دوست داشته باشند و آنها نيز ديگران را دوست بدارند. ميل دارند پدر و مادر و افراد خانواده آنها را مورد لطف و توجه خود قرار دهند و اين اجازه را بدهند كه با آنها ايجاد رفاقت، ارتباط و همكاري داشته باشند.

زماني كه كودك يا نوجوان احساس كند كه مقبول پدر و مادر است اين احساس در تشديد حس اعتماد به خود و اتكاي به نفس وي بسيار موثر خواهد بود. اين اعتماد به نفس به او جرات شركت در ديگر فعاليت‌ها را خواهد داد. بنابراين پدر و مادر بايد به فرزندان خود محبت كنند و آن را در سخن گفتن، نگاه كردن و در انجام خواسته‌هاي مقدور كودكان به طور عملي نشان دهند. از ديگر نيازهاي مهم، نياز به احترام است. دانش‌آموزان نيازمندند كه مورد احترام ديگران قرار گيرند، آنان دوست دارند كه مورد اعتماد و اعتبار ديگران باشند و به عنوان افرادي شناخته شوند كه داراي استعدادهاي خاص و منحصربه‌فرد بوده و با ديگران فرق دارند، از تحقير شدن توسط ديگران بيزارند و دوست دارند در خانواده و اجتماع مورد تبعيض واقع نشوند. همچنين به هيچ عنوان دوست ندارند كه با ديگران مقايسه شوند.

پيشنهادهايي به والدين براي پيشرفت تحصيلي فرزندان

1 ـ مواظب باشيد عوامل و موانعي كه باعث افت تحصيلي فرزندانتان هستند ادامه پيدا نكند.

2 ـ به طور مرتب و منظم با معلم فرزندانتان در تماس باشيد و با آنان در مورد پيشرفت تحصيلي وي همكاري همفكري و مشورت كنيد.

3 ـ استعدادها و توانمندي‌هاي فكري و جسماني فرزندانتان را باور داشته باشيد.

4 ـ از فرزند خود انتظار پيشرفت تحصيلي معقول و منطقي داشته باشيد، توقعات شما بايد براساس توانمندي‌هاي او باشد.

5 ـ هيچ‌گاه نزد فرزندانتان از مدرسه و معلم آنها بدگويي نكنيد.

6 ـ سعي كنيد گفتار و حركات شما در تضاد با مقررات مدرسه نباشد.

7 ـ از طريق فراهم كردن امكانات، به فرزندتان در پيشرفت تحصيلي كمك كنيد.

8 ـ همواره از فرزندانتان انتظار داشته باشيد كه مي‌تواند بخوبي ياد بگيرد.

9 ـ وقتي كه فرزندانتان در خانه يا مدرسه بخوبي از عهده يادگيري برآمدند با تشويق به آنها نشان دهيد كه از موفقيتشان دلگرم شده‌ايد.

10 ـ از رفتار آمرانه، حاكمانه و پرخاشگرانه با فرزندان بپرهيزيد.

11 ـ مشكلات شغلي و اقتصادي را كمتر به فرزندانتان انتقال دهيد.

12 ـ از هر گونه اختلاف و دعواي زناشويي در محيط خانواده جدا خودداري كنيد، زيرا موجب ايجاد اضطراب و ترس در فرزندانتان مي‌شود.

معصومه اسدي/ جام‌جم