-

گرانیگاه تربیت

ابــداع «نظام معلــم راهنمایی» در مدرســه های اســلامی یکی از برجسته ترین ابعاد نوآوری و نشانه ای از هوشمندی و تدبیر بنیانگذاران آن به شــمار می آید که در کارآمدی و مؤثر بودن این مدرســه ها تأثیر به سزایی داشته است. محمود امانی طهرانی دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش

تعییــن فردی به عنوان «معلم راهنما» بــرای دانش آموزان یک پایة تحصیلی، در فرهنگ مدرسه های کشــورما پدیده ای بومی است که از مدرسه های اسلامی و به ویژه دبیرستان علوی برخاسته است. معلم راهنما که غالبا یکی از درس ها نیز هست، به عنوان مدیر میانی، نقش واسط میان معلمان، دانش آموزان، خانواده ها و بخش های درسی را ایفا می کند و در شرایط چند معلمی و آموزش محوری مدرسه ها که به ناچار به پراکندگی تربیــت می انجامد، متکفل این امر مهم در دورة تحولات نوجوانی، هدایت تحصیلی و آماده سازی دانش آموزان برای ورود به دوره های تحصیلی بالاتر و مراحل بعدی زندگی اجتماعی نیز است.

در نگرش سامانه ای به سازمان مدرســه، مدرسه سامانه ای است متشــکل از دانش آموزان، معلمان، والدین، برنامه های درسی، مواد آموزشــی، قوانیــن و مقررات، فضــا، تجهیــزات فیزیکی و محیط پیرامونی. این اعضا با هم مرتبط اند و بر هم تأثیر و تأثر متقابل دارند. اگر بخواهیم از یک شکل هندسی برای ترسیم سامانة مدرسه کمک بگیریــم، می توانیم هرمی را در نظر بگیریم که قاعده ای چند ضلعی دارد.

 اعضای ســامانة مدرســه رأس های این چند ضلعی را تشکیل می دهند و خط های بین رأس ها نماد ارتباط بین اعضا هســتند. در رأس یا قلة این هرم هدف عالی نظام تربیتی اسـلام یعنی دستیابی به ســطح ها و مرتبه هایی از حیات طیبه قرار دارد. البته این هدف غایی، در ســطح عملیاتی، دستیابی به ســطح قابل قبولی از رشد در ســاحت های ششگانة تعلیم وتربیت (تربیت اعتقادی و اخلاقی، علمی و فناورانه، هنری و زیبایی شناختی، زیستی و بدنی، اقتصادی و حرفه ای، سیاسی و اجتماعی) در نظر گرفته می شود.

 معلم راهنما عضوی از این سامانه است. اما جایگاه او نه بر قاعدة هرم و در کنار ســایر اعضا، بلکه قدری بالاتر از قاعده، در مرکز ثقل یا گرانیگاه هرم است. جایگاهی که به او امکان می دهد ناوبری سامانه را برای به حرکت درآوردن اعضا در جهت نیل به اهداف عالی آن در دســت گیرد. با چنین نگرشــی، معلم راهنما خود یک مدیر است؛ مدیر تربیتی گروه معینی از دانش آموزان.

 بدیهی است، اجرای چنین نقشی مانند هر مسئولیت مدیریتی دیگر چهــار بخش اصلی دارد: «شــناخت»، «برنامه ریزی«، »ســازماندهی و اجرا» و «ارزشیابی». کتابی که در دست دارید، با هدف فراهم کردن منبعی قابل اتکا برای گام اول این مسئولیت، یعنی شناخت، تدوین شده است. گرچه لا به لای مطالب آن تلویح ها و تصریح های فراوانی از سه گام دیگر را نیز می توان دریافت. آنچه این کتاب را به طور خاص از دیگر کتاب های مشابه متمایز و آن را به منبعی ارزشــمند تبدیل می کند، همانا ابتنای کتاب بر «دانش عملیاتی» این حوزه است.

متأسفانه در کشور ما در عموم تولیدات حوزة تعلیم وتربیت، بر دانش نظری که عموماً از طریق ترجمة آثار دیگران حاصل شــده است تأکید می شود. شــاید به همین دلیل مدیران و معلمان مدرســه ها که مخاطبــان اصلی آثار و تولیدات تربیتی هستند، به سختی با این آثار ارتباط برقرار می کنند و وجه کاربردی این آثار را بسیار ضعیف می یابند.

امید اســت با تولید این گونه آثار که حاصل «تجربة زیستة» نسلی دلسوز، پرعظمت، دغدغه مند و پرتلاش در عرصة تعلیم و تربیت اسلامی است، نه تنها ادامة این مسیر نورانی و پرثمر به وسیلة رهروانی جوان و پرانگیزه هموار شــود، بلکه زمینة بررسی نظاممند، دقیق و علمی راه طی شده، برای ترسیم مسیر آینده، فراهم شود.